یاد خاطره ها

   دوست خوب من یاد آن روزها بخیر
    آن روزهای سرد زمستانی در لندن
    آن روزها احساس تو را نمیدیدم
    مرا نگاه و دستهای پر مهر تو غریبه بود

    آن روزها من با جوراب های لنگه به لنگه با دلی سردتر از هوای آن روزها درگیر تاریکی های زندگی خویش
    نمیدیدمت گر چه گاه دستهایم را میفشردی

    میان انبوه  عروسک ها عکس میگرفتیم
    لستر اسکوار را قدم میزدیم
    و من تنها لبخندی پوچ تر از هیچی لبهایم را تزیین میکرد

    دل من بی روح تر از سنگ اما دل تو مست و رقصان

    نمیدیدمت   
    نمیفهمیدمت
    مرا ببخش

/ 10 نظر / 14 بازدید
نادر

خوب اگه می گی يادش به خير حتما يادش به خير!

غریبه

میشه یک سوال کنم؟ البته و با عرض معذرت و یک دنیا ‌ اون که باهاش بودی در اون شهر لندن ،کی بود؟ عشقت بود یا دوستت؟ بعد که جواب دادی من نظر میدم.

خودم

غريبه اگه يه کم دقت بيشتر کني متوجه ميشي که اون فقط يه دوست معمولي بوده که من هيچ توجهي بهش نداشتم و وقتي که بصورت کاملا اتفاقي بعد از مدتها صداشو شنيدم متوجه احساس اون زمانش شدم

عسل

سلام وتبریک برای وبلاگ با محتوات کوروش خیلی با احساس مینویسی خوشم اومد، دارم وبلاگ جدید درست میکنم ... متأسف از اون دوستی که وبلاگ قبلیت رو دزدید حسود بوده تا بعد

غریبه

سلام چراها زیاد هستن ! اما من یک چرا میگویم ! چرا با داشتن این همه احساس کور شده بودی و احساس او را نفهمیدی ؟ پس حالا که بینا شدی عشق را بیاموز و او را تفسیر کن و در یک جمله تعریفش کن تعریف من ازعشق< یعنی اسیر بودن > موفق باشی

غریبه

سلام باز هم منم یک غریبه ! غریبه رو کسی دوست نداره! اما او همه رو دوست داره حتی اونها که فراموشش کردن...یا ...؟ کوروش چرا چیزی نمی نویسی؟ منتظر و... هستم ، یک تعریف دیگه از عشق عشق را نمی تونی بوجود بیاری بلکه بوجود میاد نا خواسته و به همراهش دل تنگی ها، بی حوصلگی ها‌و بی خوابی ها ... را میاره با این همه باز دوست دارم عاشق باشم نمیدونم چرا؟ کوروش تو می دونی چرا؟ لطفأ بگو چرا ؟ تا بعد

ma

salam motasefaneh man keyboard farsi nadaram keh betunam kalamat ro bahash type konam. kourosh to hamvare dar man budi hasti khahi bud.nizai be bakhshesh nist agar bayad kesi ra bebakhsham ruzgar ast keh be man forsat nadad va be to ham . har ruz bishtar mifahmam to ra sedaye nafasat ra eshghe bi karanat ra gole sorkhe labanat ra va talkhi nabudanat ra taghdim ba eshgh

ma

agha ya khanom Gharibeh shoma cheghadr kourosh man ro mishnasin?oon paktar az beheshteh zolaltar az abe cheshmeh va ziba tar az bide majnun dra kenare sedash ham khoshbakhatm

مجتبي

من میدونم چرا چون نمی تونی بر احساست و قلبت غالب بشی سعی کن ،حتمأ خواهی توانست ،سخته اما میشه موفق و پیروز باشی

غریبه

سلام خانم < ما > حسودیت نشه کوروش برای تو هر چی که هست ، به من چه من فقط نظرم را گفتم خوش باشید