درنا

 

بعد از سالها دوری از همه اعضای خانواده، حضور یکیشون کنارم احساس خوبی بهم داده. همیشه دیدن بزرگترا مث مامان رو خیال پردازی میکردم و با اومدن درنا، تماشای بزرگ شدنش و شور و حالش انرژی خاصی گرفتم. با ظرافت بهش توجه میکنم. موهای مشکی و پرشو که بدون ژل و فقط با اب به هر فرمی، از فر ریز گرفته تا ویو و کاملن صاف در میاره یاد 20 سالگیم و هر از چند ماه تغییر چهره دادن خودم میفتم. با وجود اینکه من و درنا 2تا تربیت کاملن متفاوت داشتیم و محیط زندگیمون هیچ شباهتی به هم نداشته به حرکاتش ، فرم نشستن و راه رفتنش که دقت میکنم شباهتای زیادی میبینم . فاصله بین ما خاک روزمره گی رو شسته و به تماشا نشستن رشد درنا برام تعریفی  تازه و ظریف تر از زندگی و حرکت و تحول به همرا داشته. اخ که چه قشنگه این ساز زندگی.

...
درنا
دختری سبزه رو
بسان همان سبزه روی نامی شیراز
با موهای مشکی
به رنگ پر کلاغ
چشمهای درشت
مشکی
و کمی از حدقه بیرون
که درشتی و زیباییش رو دو چندان میکنه
با مژه های پر و بلند
وز بلندی تاب خورده
و همخون با ابروی پر و مشکی

 

 

... 
بردمش فروشگاه پرومد که از جنساش خوشم میاد و میگم دایی اینجا هرچی خواستی خرید کن. هدیه من به تونیشخند. با تمایل کم گشت میزنه و منم مدام نظر میدم و لباسهای قشنگش رو یکی یکی باز میکنم و میگم: نگا کن این چه نازه. خوشت میاد؟
بعد از گشت کامل با لهجه فارسی انگلیسی  میگه:دایی اینا خیلی قشنگن ولی برای 4-5 سال بزرگتر ازمن ِ. من تینیجرم ولی
الهی فدای تینیجرم بشم، بیا بریم مغازه تینیجرا 

 

...

7 عصر
درنا چرا نمیخندی تو! ناراحتی! بهت خوش نمیگذره؟
ناراحت چیه، خستمه دایی. ما الان داریم 5-6 ساعته  ولوگردی میکنیم!
ولو گردی میکنیم چیه درنا! پیاده روی میکنیم. مگه مدرسه ایرانی نمیری! نیشخند

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
رز آبی

سلام دایی ها همیشه عاشق درناهاشون هستن ... ولی بعضا دست زمونه باعث جدایی و دوری میشه ... دلم هوس دایی کرد ... خدا همه دایی ها و درناها رو حفظ کنه [لبخند]

نازلي

چه حس دائیی بودن نازی...چه همه دلم خواست منم جای درنا باشم!

نازلي

به نظرم لحظه لحظه اش و استفاده کن که بعدن حسرت از دست رفتن اش و نداشته باشی...

الهه

چه دایی خوب و مهربونی...دایی من بعد از سالها که از کانادا اومد دیدار خودش و حتی بچه های نازشو که عاشقانه دوستشون داشتیم از ما دریغ کرد...

آزاده

دایی ها خیلی خوبن . من که عاشق دایی هام هستم . ولی تا مجردن می تونن عشقشون رو به خواهر زاده هاشون نشون بدن . معمولا وقتی ازدواج می کنن ، این خواهرزاده ها هستن که باید زرنگ باشن و بفهمن دایی ها هنوز مثل قبل دوسشون دارن . (دلم میخواد برگردیم به 3سال پیش که داییم مجرد بود . دوست دارم دوباره خودم رو براش لوس کنم تو بغلش بخوابم و موهای سیبیلش رو بشمارم .[ناراحت])

مرجان (هما)

هر از چندی یه اتفاق ریتم یکنواخت زندگی ادمو بهم بزنه زیاد می چسبه! ایشالا خوش بگذره! اوهوم دختر شیرازیا به خوشگلی معروفن!

نارسیس

خوش به حال درنا هوس کردم یک نفر این طوری دوستم داشته باشه و وصفم کنه[سوال][گل]