٢٢٢

ای خدا چه حکمتی تو کارت هست که من از فهمش قاصرم؟ دوتا بچه میون گیر و دار زندگی والدین تن به زندگی جدید پناهندگی میدن. زندگی که مشروط به تغییر دین کل خانوادست. تو مدرسه و میون فشار تبعیض های هم کلاسی ها که تنها یک بچه قادر به درک کاملش هست مسیحی معرفی میشن و زنگ دینی با مسیحی های اوانگلیش به دعا و نیایش مشغول میشن. با رسم و رسوم جدید به سرعت اشنا میشن و میون شادی بچه ها برای رسیدن کریسمس و سال نو درخت کریسمس رو تزئین میکنن و شب کریسمس به خواب میرن تا بابا نوئل از راه برسه و هدیشون رو زیر درخت کریسمس بزاره و بره.

بچه ها از چند سال پیش وقتی که پدر دچار بیماری ناعلاج میشه و پرستاری های بی وقفه مادر شروع به درس خوندن به زبان جدید میکنن. مادر حتی با پیدا کردن وقت اضافه بدلیل واقف نبودن به زبان المانی قاصر از کمک به بچه ها تو تکالیف منزلشون و بچه ها کماکان جزو بهترین های کلاس.

دیروز بعد از مدتها به دیدن بچه ها رفتم. از اونجایی که من میونه خوبی با بچه ها دارم از اومدنم کلی خوشحال شدن و کمی بعد هر کدوم تکالیف تعطیلاتشون رو کنارم پهن کردن و تو مسائل ریاضی که تو درک سوال و نه جوابش مشکل داشتن ازم راهنمایی خواستن.
من: خب بگید ببینم بابانوئل چی بهتون هدیه داد؟
هردو همزمان: هیچی
خشایار(8ساله): میدونی بابانوئل اومده ها ولی چون ما لوله بخاری نداریم و پنجره ها هم همه بسته بودن نتونسته داخل بیاد و رفتتش. پیش خودش گفته اگه شیشه پنجره رو هم بشکنم که بابایی دعوا میکنه!
ملیکا(10 ساله): شایدم بابانوئل داشته از خونه کسی بالا میرفته و پلیس اشتباهی دستگیرش کرده!

مسلما بعد از تعطیلات بچه ها تو مدرسه از هدایای کریسمسشون حرف میزنن. نمیدونم این دوتا اونموقع چی جواب میدن؟!

رو به بچه ها گفتم: بابانوئل هدیه همه رو تو 1 روز نمیده. چون تعداد بچه ها زیادن تا 1 هفته بعد از سال نو هم وقت هست که هدیتون رو بهتون بده.

 

 

تا حالا دیدیم و حداقل شنیدیم که گاهی هدیه گران بها با دسته گلی هم هیچ مشکلی رو حل نمیکنه و دریغ از لبخند رضایتی. هر کسی لحظه ای رو داشته که حس کنه هیچ کارایی نداره. از دست هیچ کس و هیچ هدیه ای هم کاری برنمیاد. تا حالا شده به این فکر کنید که با کاری خیلی مختصرتر میتونید شادی رو روی لبها و تو تمامی وجود بچه ای به ارمغان بیارید؟ به همین سادگی حتی درست لحظه ای که حس میکنید به بن بست رسیدید و هیچ کاری از دستتون بر نمیاد میشه دنیای کوچیک بچه ها رو شیرین کرد. مطمئنم نیرویی که از این همدلی نصیب هر ادمی میشه در جای مناسبی اعتماد به نفس رو برای بهتر رقم خوردن لحظه های زندگی رقم میزنه.

/ 7 نظر / 17 بازدید
نازلی

کاش می شد دنیا رو یه جور دیگه ساخت یه جور خیلی بهتر!

مرجان

نازلی جون دنیا که چیزیش نیس ما آدما مشکل داریم! کاش خودمونو از نو بسازیم یه جور خیلی بهتر![گل]

ununoctium

آخی!منم اوایل بچیگم توهم بابانوئل رو داشتم ولی مامانم تحویلم می گرفت!تازه ما مسللمون مذهبی هستیم.طفلکیا!

آزاده

خیلی زود بابا نوئل بشو .دوست ندارم تو مدرسه خجالت بکشن.

نادیا

بابا نوئل خوبی می شی [چشمک] مطمئنم [لبخند][گل]

ناتالی

سلام اي ساقي گلچهره ، دراين صبح دل انگيز... لبريز بده جام مرا شادي جمشيد... هرجا كه گلي خندد، با دوست بخنديد... هر گه كه بهار آيد با عشق بجوشيد.من آپم

رضا

گل‌های باغ زندگی.