سیب تو و سیب من

اخرین سیب مانده روی درخت
ان بالا
وسوسه ما.
نوک انگشتای پام می ایستم
دستامو دراز میکنم
کش میام و هنوز سیب در بلندیست.
معامله میکنیم
تو رو میون دستام بلند میکنم
به بلندای سیب
خوردنش کار تو  و
خوردنت کار من

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

چیه فک می کنی حالا که تو پشت میزی از ما بالاتری؟یعنی تو گشنه نیستی؟؟ طوری صحبت می کنی که داری الان تراولاتو می کنی پشت نویسی خیلی شده یه جوون جلوی تو ظاهر بشه یه جوون تحصیل کرده که مسافر کشه این همه سال زحمت کشیده واسه کاری که فردا با روی سفید بره خواستگاری دیگه خودتم می دونی اینه گفته عقل باید با پول بشینی سر سفره عقد و توی پول چیزی به اسم وفا گمه گذشت وختی که می گفتن مهم تفاهمه

امیر

عالی بود پسر ! چقدر اروتیک بود ! آفرین.

آزاده

معامله خوبیه حسابی به نفعته [نیشخند]

آزاده

اگه دامن پوشیده باشه چه شود[زبان]

آزاده

اگه بدونی چقدر دلم میخواد مثل اونوقتا شیطنت کنم . چه حالی میداد پشت دیوار با پسر همسایه حرف زدن بعد گذشتن از دیوار و بوس بازی کردن [نیشخند]دلم میخواد 16 ساله باشم

نازلي

اين روزها خيلي بهتر شعر ها رو مي فهمم..حس توي تك تك كلمه هارو..

رها

این سیب همیشه کلی داستان پشتش هست...

کاظمی

شعرشیطونی ای بود برادرزاده[چشمک]