امروز من

بیکسی درد نیست.
بی نصبی درد نیست و امروز میدانم که سهراب "نصبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد" رو تنها برای پر کردن دفتر شعرش نسرود و به ان یقین داشت.
متفاوت بودن رو وقتی حس کردم که بی انکه نیت متفاوت بودن داشته باشم متفاوت شدم. تنها شبیه خودم. کلاه یهود رو در کنیسه به سر گذاشتم، محبت رو در کلیسا زمزمه کردم، نماز رو در مسجد ادا کردم و بودا رو به تحسین نشستم و در عینی که به تمام مقدسات عالم احترام میذارم رهرو هیچ خط مقدسی تمام و کمال نیستم.
برابری زن و مرد رو در میان اختصاص دادن بیش از یک سوم موضوعات اجتماعی اروپا از مسایل جنسی و خانوادگی و از هم خوابگی نوشتن برخی از زنان ایران به منظور حق زن، وقتی لمس کردم که باکرگیم بهای باکرگی بود. وقتی که بهای بوسه هایمان برابر بود.
سعی و تلاش خواهرم برای خوب بودن به ان معنایی که خودش و جامعه میپسندید و وظیفه خود میدانست تا مبادا بی ابرویی هم به بی پدریش اضافه شود و اغوشی که تنها برای همسرش باز شد همان قدر برایم قابل احترام ست که اگر به دفعات دوست پسر میگرفت و هم خوابه شان میشد.
طعم خوش نان سرخ کرده با سس خانگی که بارها شام سلطنتی کودکیمان بود را به همان اندازه دوست دارم که میز مجلل شام میهمانی را.
بی وطنی واژه ای بی معناست که همه دنیا سرای همه ست و از هرچه بند و خط و خطوط جدا کننده بیزارم.
پسر خیابانی بودن درد نیست، که در میان سیل نگاههای که چشم به پاره کردن بین پایت دوخته اند و بانگ فقر و هزار درد بی درمان، اگاهتر از هر چه روانکاو و مشاور اجتماعیم.
هنر دیدن زیباییها چنان در وجودم موج میزند که به سادگی تمام خوبیهای هر ادمی رو میبینم و از هیچ کس و هیچ چیز متنفر نیستم و در حال رسیدن به نقطه ای که بشود مهره های زندگی رو به رقص دراورد در تلاشم.

دوستی میگفت تعریف فمنیست همان چیزیست که در ذهن تو نقش بسته و هرکس فمنیست خاص خودش رو داره و امروز میبینم که تمام واژه ها از این قاعده مستثنی نیستند. از عشق که محور اصلی زندگیم هست گرفته تا خود زندگی و...
سنبل زیبایی  هم برایم معنایی متفاوت تر از انچه دیگران هجی میکنند رو داره و عاشقانه در اغوش هرکس که بودم زیباییش رو به تماشا و تحسین نشستم.

/ 6 نظر / 22 بازدید
رویای تنها

سلام [گل] بلاگه جلبی داری [دست]به منم سر بزنی ها[نیشخند] اگه دوست داشتی پیام بده آدرس وبت رو بذار تا تبادل لینک کنیم [چشمک]

نیکزاد

این پست رو دوست داشتم...زیاد!

رضا

بی‌کسی درد است، درد است، درد است به غایت دردناک...

mina kiani

[تایید] خیلی قشنگ این تکه رو نوشتی متفاوت بودن رو وقتی حس کردم که بی انکه نیت متفاوت بودن داشته باشم متفاوت شدم. تنها شبیه خودم. کلاه یهود رو در کنیسه به سر گذاشتم، محبت رو در کلیسا .......خوشم امد[دست]