عمو نوروز

تنها تجربه هنری من در زمینه تئاتر مربوط میشه به نوروز 3 سال پیش و کنسرت بزرگ سال با حضور 5 خواننده نامی. گروه 3 نفره ما میبایست قبل از شروع برنامه اولین خواننده به مدت 20 دقیقه تئاتر "عمو نوروز و حاجی فیروز و معشوقه فیروز" رو روی سن به اجرا در بیاره و از اونجایی که طبق معمول خواننده ها دیر روی سن میان تئاتر ما 50 دقیقه طول کشید.

روز خوبی بود. از طرفی بخاطر تصمیمی که ما تو فرصت کوتاه برای اجرای نقش امون گرفته بودیم و مشغله کاری و نبود فرصت کافی برای تمرین، به این نتیجه رسیدیم که موزیک مرتبطی رو پخش کنیم و ما تنها لب خونی کنیم. گریم های مربوطه رو انجام دادیم و وقت شروع برنامه ما در حضور بیش از 2000 نفر به عنوان اولین برنامه  رسید. کیف بغلی خودم رو به عنوان خورجین عمو نوروز پر از اجیل شیرینی کردم که خواهرم هفته پیشش برام پست کرده بود. موزیک پخش شد و ما رقص کنان روی سن رفتیم. جمعیت یکباره جلوی سن اومدن و این باعث شد که ابتدا کمی دست و پامون رو گم کنیم و لب خونی کردن از روی اهنگ خیلی کمکمون کرد اما کار ما تازه وقتی به جای حساسش رسید که مسئول برنامه از ما خواست تا برنامه رو ادامه بدیم تا خواننده برسه و این با پایان موزیک ما همزمان بود. به خودم گفتم وقت تقسیم اجیل بین بچه هاست. کنار سن رفتم و با اشاره بچه ای رو دعوت کردم و بهش اجیل دادم. همین باعث شد که کلی بچه طرفم بیان. از سن پایین اومدم و در حالی که دور و برم رو تا شعاع 2-3 متر بچه ها حلقه زدن، به هر بچه مشتی پر از اجیل شیرین هدیه دادم. این صحنه یکی از قشنگترین صحنه های زندگیم به شمار میاد.

تئاتر ما به عنوان اولین تجربه هر 3 مون به بهترین نحو اجرا شد و از برنامه ریز گرفته تا شرکت کننده ها که مدام تقاضای عکس دست جمعی میکردن خرسند بودن. بجز کسایی که در جریان برنامه بودن هیچ کس متوجه نشد که نقش معشوقه حاجی فیروز رو 1 پسر ایفا میکنه. ما برای اجرای برناممون هیچ دستمزدی دریافت نکردیم.  

 

 

 

بعد از اون دو بار تصمیم گرفتم تئاتر خیابونی اجرا کنم. با دوستی هماهنگ کردم و یک بار پانتومیم رنگ زدن دیوار مجازی و بار دیگه روی نرده بون نقاشها در حال برق کشی مجازی که هر دو بیشتر شبیه مسخره بازیهای دوربین مخفی از اب در اومد و بعد از اون بخاطر نبودن پایه به فراموشی سپرده شد.

/ 2 نظر / 12 بازدید
رضا

من که همین یه تجربه رو هم ندارم!

نازلی

به نظرم خیلی اعتماد به نفس می خواد .فکر نکنم هیچ وقت بتونم تئاتر اجرا کنم!