اوووووومـــــــــــا

1...2...3
ورزش، سلامت، تندرستی
هر روز خدا
جمعه ها اخه تعطیله، کلاس ندارم
یعنی نمیای؟
تو اگه نیای من تنهایی حوصله ندارم
یه کاریش میکنم، میام
دیوونه همه اینا بهونست
برای من مهم اینه هر روز کنارت باشم
با تو به ارامش مطلق میرسم
اوووووومـــــــماچــــا
جیگرتو برم الهی
6 تا 7 و نیم صبح عالیه، قبل از کلاس من و کار تو
زنگ خونه رو نزنی همه خوابن
میدونم، ولی خوب نیست منم پشت در منتظر بمونم
قبل از اومدنت بهم زنگ بزن، در حیاط رو باز میزارم، بیا تو
مواظب هم باش
مواظبم
روزها و هفته ها گذشت
من هر روز با انرژی زیاد میرم سر کار
منم با انرژی میرم سر کلاس
ولی همه حواسم پیش تو هست
اومدی نسازی
خوب میدوتی منم اگه دیوونه بازی دربیارم اصلن نمیرم سر کار
خب منم نمیرم سر کلاس
نه، نه، هر چی به نوبه خودش
بـــــــــــاشه
هفته ها و ماه ها گذشت
تو که هنوز خواب الودی
دوش که نگرفتی هیچ، صورتتم نشستی

خواب موندم، دیشب دیر خوابیدم
ولی من هر روز دوش میگیرم
5 و نیم صبح، با موهای نیمه خیس میام پیش تو، میدونم دوس داری
بوی موهای خیست منو مست میکنه
بوی اقیانوس رو یادم میاره
من هر روز با توام و بازم دلتنگتم
تمام شبانه روز رو لحظه شماری میکنم تا ساعتی با تو باشم
ببین اندامم چه رو فرم اومده
هیچ وقت به این اندازه سالم نبودم
تو هم رو فرم اومدی
اوووووومـــــماچــــــا
هفته ها و ماه ها گذشت
هر روز همو می بینم
6 صبح
درب باز و روی هم
و انتظار کشیدنم پشت در
چرا نگرانی؟
حس میکنم تعقیب میشم
یکی زیر نظر دارتم
احتیاط کن، نگران هم نباش
اوووووومــــــماچـــــا

امروز جلو راهم سبز شد
قبل و بعد از کلاس

خــــــــــب!
بچه پر رو میگه باید با من باشی
تهدیدم میکنه
میترسم
میترسم دیگه نبینمت
نگران نباش، درستش میکنم
این زور بازوی ادما نیست که برنده میدونت میکنه
جرات و جسارت ادماست
1 کتک کاری حسابی راه انداختم
جرات نکرد حرکتی از خودش نشون بده
روزها و هفته ها و ماهها گذشت
جبران هفته های اضطراری رو 3 برابر میکنیم
تو چرا هیچوقت هیچی از من نمیخوای؟
تا حالا هیچ هدیه ای برات نگرفتم
همه با هم بودنمون تو این 4 دیواریه
دیوونه من همه اون چیزی رو که میخام بدست میارم
چرا خودتو به حساب نمیاری
گذشت و گذشت
خبر اومد
خبر بد
ما داریم میریم بوشهر
برای همیشه
بیا قول و قرارامون رو بشکنیم
منو بخواه
مابقیش با من
نمیتونم
موقعیتشو ندارم
اینو از اولشم بهت گفتم
همرو میدونستی
حق با تو هس
میدونستم
خداحافظی بارونی
و روزها چشمام به در دوخته شد
تازه فهمیدم چقدر عادت کردم
3 سال گذشت
بعد از ظهر یک روز تابستونی برگشت
با هیکلی نصف شده
و خنده های همیشگی
اوووومـــماچــــا
چرا نصف شدی تو؟
تو که بدت نمیاد
استخون پرست!
من دو هفته ای رو اینجا کار واجبی
دارم
میتونم پیشت باشم؟
ما دیگه تو اون خونه نیستیم
با اون اتاق دنج دور از هیاهو
از خونه فرار کردی؟
شوهر خدا بیامرزم میگفت دیگه بی صاحاب شدی
شوهر داری؟
طلاق گرفتیم
2 سال هر دومون زجر میکشیدیم
تو دوستی، جایی نداری من 2 هفته اینجا بمونم؟
چرا، ولی میدونم به چشم دختر فراری نگات میکنه و توقعاتی میکنه
منم دلم نمیخاد از این سرویسا به کسی بدم
1کاریش کن دیگه
صبح شد و حین ارایش کردن دو تا قلمبه تریاک رو حل کرد و خورد
چیکار میکنی تو؟
میمیریا

نترس
هدیه شوهرمه
صبحونه هر روزم
بدون این اصن نمیتونم رو پام وایسم
هیچ توضیحی از کاراش تو این 2 هفته نداد
منم هیچ سوالی نکردم
2 هفته با هم بودیم و
تموم

 

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
نازلی

کاش همه اش غصه بود.....آره؟؟؟

نازنین

چقد دلم گرفت...