ایستاده در خواب

ایستاده در خواب

84

بوئ بهار میاد
همه جای شهر
از همه این کوچه های قدیمی گرفته تاهرجایی برای گم شدن.
تو قطار که هستم عین روز جلوم نشستی
همون گوشه دنج
با همون فکرای چندتا ایستگاه بیرون از شهر رفتنت.
یه جایی دور از همه اون چیزایی که دنیای با هم بودمون رو شاید نااروم میکرد.

 


بوئ بهار میاد
همه جای شهر
وقتی که یادت میکنم.

 

....

 

یادت میاد گفتم من به سفر کردن عادت کردم،از اینجا میرم و یه جایی اونطرف تر دنیا زندگی میکنم تا هر گوشه شهر یادتو نکنم؟!
گفتی حداقل بمون تا دلم خوش باشه که هستی!
موندم و هنوزم فکر میکنم بجای اینکه تو منو قانع کردی باید قانعت میکردم

 

 

   + کوروش ; ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٢/٢٢
    ()