ایستاده در خواب

ایستاده در خواب

72

بی بی رفت
صدای خسته و پیر که هر از چندی شنیدنش یاداور همه مهربونیاش بود خاموش شد
صدایی که هر بار بی اختیار بارون اشکامو سرازیر میکرد
ترس هیچوقت ندیدنش بند بند تنم رو میلرزوند
حالا رفت و حسرت یه بار دیگه تو آغوش پر از محبتش بودن رو تا همیشه دارم


وای بر من که بی هیچ انگیزه ای همه دنیای خودم رو رها کردم
دنبال چی هستم؟

بی بی خوبم
شیرینی دنیای بچگیام
همه خاطرات تو هست
تو برای همیشه تو دلم زنده ای

 

(یک روز گذشت)

   + کوروش ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۱۱
    ()